مهربانستان

در حال حاضر اینجا دفتریست که مَسندی شده تا نگاره‌های من ثبت شوند!

مهربانستان

در حال حاضر اینجا دفتریست که مَسندی شده تا نگاره‌های من ثبت شوند!

مهربانم آرزوست!...

مستند داستانی امنیتی عاکف - سری دوم - قسمت 11

چهارشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۷ - ۱۱:۰۰

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام

- اون و تیمش دوبار به بچه های تشکیلات ما ضربه زدن. اکبری و میشناسی که؟ یه مدت برون مرزی بود و الان رفته واحد ضد جاسوسی؟

+ آره. اتفاقا یه مدت همسایه مادرم اینا بود و باهم تا حدودی صمیمی هم هستیم.


فهرست - قسمت قبل


- اکبری رو چندسال قبل توی باکو همینا زده بودن مجروحش کردن که خداروشکر تونست در بره از دستشون. منابع ما امسال متوجه شدن که کار همین تامی برایان و تیمش بوده. اونا توی چند تا موضوع کار میکنن که یکیش درگیری با اطلاعاتی های ایران و شناسایی افسران اطلاعاتی امنیتی ایران هست و همزمان شناسایی متخصصین علمی ایران.

گفتم:

+ حاج کاظم یعنی منظورت اینه میخواست با این شرکتی که جمشیدی باهاش کار میکرد، دانشمندامون، و یا مرتبطین با دانشمندامون و شناسایی کنه و برسه بهشون؟

- آره. الانم ازت میخوام بری با خسرو صحبت کنی و بهش اینا رو بگی که ما میدونیم این جک اندرسون همون تامی برایان هست که تو براش کار میکردی. اما عاکف میخوایم به یقین برسیم. چون کاری که میخوایم بکنیم مهمه و نمیشه بی گُدار به آب زد. چون بیخودی بخوایم بزنیم توی لونه زنبور، نیشمون میزنه.

+ خب بعدش؟

- بعدش و مرض. چرا خنگ شدی امروز حضرت آقای نخبه اطلاعاتی. توی این هشت نه سال اولین باره که میبینم اینطور شدیاااا.

+ باشه حاجی عصبی نشو فشارت میاد پایین.

- بلند شو عاکف. مسخره بازی در نیار. ای بابا. میگم وقت نیست. منم دارم میرم اداره. خبر این موضوع و تلفنی بهم بگو. ضمنا ازت پیشنهاد و طرح هم میخوام.

+ باشه چشم.

داشتم میرفتم توی اتاق بازجویی که دیدم حاجی میگه وایسا. ایستادم دیدم تلفنش و نشون میده. نگاه کردم صفحه گوشی و دیدم از اداره هست. زنگ زدن به حاج کاظم و گفتن با عاکف فوری بیاید اداره که جلسه فوری باید تشکیل بشه. حاجی بهشون گفت عاکف نمیتونه‌ ولی من دارم میام.

اما بهش از پشت تلفن گفتند نه باید عاکف سلیمانی هم باشه چون دستور حاج آقای (.) هست.

حاج کاظم قطع کرد و فوری رفتیم اداره. رفتیم خدمت حاج آقای. رییس تشکیلاتمون که حاج کاظم معاونش بود.

حاج آقای (.) گفت:

- من امروز صبح رسیدم تهران. بودم سمت سیستان و بلوچستان برای یکسری کارهای مهم. دیشب که حاج کاظم اقا بهم خبرش و‌ دادید و مسئول دفترم،‌ بابت همین موضوع خبر دادند که دارید پرونده جدیدی رو شروع میکنید و موضوعش در رابطه با مشکلاتی که مربوط به پرتاب ماهواره هست میشه. از ساعت پنج امروز صبح شورای عالی امنیت ملی مارو تحت فشار قرار داده.

ضمنا در جریان باشید که دفتر آقا هم ورود کرده به این قضیه که فوری تموم دستگاههای امنیتی ورود کنند به این قضیه و سریعتر حلش کنند. چون بحث پیشرفت علمی کشور هست و حضرت آقا روی مسائل علمی و نخبگان جوان بسیار حساس هستند و اهمیت میدن.

در واقع یک بسیج همگانی میطلبه. حاج کاظم آقا، شما یا آقا عاکف یه کدوم توضیح بدید. الآن با این اوضاع ما باید چیکار کنیم. چه پیشنهادی دارید؟ من تحت فشارم از مقامات بالا و‌ رده های حکومتی.

ادامه دارد ...


کپی و هرگونه استفاده (تاکید میکنیم هرگونه استفاده) از این مستند داستانی امنیتی فقط باذکر منبع و لینک کانال تلگرام و ایتا و‌ سروش (خیمه گاه ولایت) که در پایین درج شده است مجاز می باشد وگرنه قابل پیگیری و‌شکایت خواهد بود و‌ از لحاظ شرعی پیگرد الهی دارد.

  • تلگرام: https://telegram.me/kheymegahevelayat_ir1
  • اِیتا: http://eitaa.com/kheymegahevelayat
  • سروش: http://sapp.ir/kheymegahevelayat
  • ۹۷/۰۹/۱۴
  • ۲۹ نمایش | میـMiRـرزا

رمان امنیتی

مستند داستانی امنیتی عاکف

نظرات (۰)

نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
آخرین نظرات