مهربانستان

در حال حاضر اینجا دفتریست که مَسندی شده تا نگاره‌های من ثبت شوند!

مهربانستان

در حال حاضر اینجا دفتریست که مَسندی شده تا نگاره‌های من ثبت شوند!

مهربانم آرزوست!...

جدال فرصت و دل!

شنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۷ - ۱۷:۵۴

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام

فردی آنچنان زَرق و بَرق دنیا گرفتارش کرده بود که ...

دیگر میلی به امورات اُخروی برایش نمانده بود!

برایش فرصتی پیش آمده بود که وارد نهری شود. نهری از طلا ...

ولی آنچنان به معشوقه دنیوی دلبسته بود که او را از وارد شدن به این جمع کثیر و خیل عظیم وا می‌داشت.

هر چه گفتم؛ از این فرصت‌ها و موقعیت‌ها به ندرت پیش می‌آید. به این راحتی از کنارش نگذر!

ولی گوشش بدهکار نبود.

می‌گفت: اگر بروم تو را چه کنم؟ رفتنم مساویست با تمام شدن تو. اصلا با چه رویی بروم؟ بروم و چه بگویم؟ دلم راضا نیست!!! ...

یک جمله گفتم:

فرصت نگاه به دل تو نمی‌اندازد
خیلی بی‌منطق‌تر از این حرفاست ...

... سکوت کرد.

  • ۴۸ نمایش | میـMiRـرزا

نظرات (۱)

  • مسیح رهنما
  • باید عاشق شد تا فهمید
    پاسخ:
    و شاید ...
    ... فهمید تا عاشق شد!

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    آخرین نظرات